منوی ناوبری برگه ها

پورتال تحلیلی اجتماعی، فرهنگی، ادبی و سرگرمی شهر خوی به دو زبان ترکی و فارسی مطالب خود را منتشر می کند.

اختصاصی خوی کیدز:همه آنچه از حیران خانم دنبلی خوئی باید دانست. کتاب مشاهیر آذربایجان/ اثر استاد یکانی زارع(ائلیار)

اختصاصی خوی کیدز:همه آنچه از حیران خانم دنبلی خوئی باید دانست. کتاب مشاهیر آذربایجان/ اثر استاد یکانی زارع(ائلیار)

اختصاصی خوی کیدز: آنچه می خوانید برگرفته از کتاب مشاهیر آذربایجان اثر بی بدیل استاد فرزانه جناب پرویز یکانی زارع (ائلیار) می باشد؛ این مقاله برای اولین بار  از سایت خوی کیدز منتشر می شود و در دسترس عموم قرار می گیرد. قسمتی از این مطلب را می توانید در سایت بخوانید؛ البته فایل کامل را برای علاقه مندان در قالب پی دی اف برای دانلود در سایت قرار داده ایم.

حیران خانم دنبلی خوئی

گفتم که عارض تو، گفتا که آیه بنزر
دئدیم کی ابروانت، گفتا که یایه بنزر
دئدیم کی قامت تو، گفتا که سروه بنزر
دئدیم جمال تو، گفتا میرسمایه بنزر

«حیران» بنا به نوشته زنده یاد میرزا محمدعلیخان تربیت در کتاب دانشمندان آذربایجان، در شهر تبریز متولد شده و در کودکی همراه پدرش کریم خان که از بزرگان و توانگران تبریز بود به نخجوان مهاجرت کرده است.
مؤلفین آذربایجان غربی نیز این شاعره نامی را در ردیف شعرای اورمیه نام برده‌اند؛ در حالیکه خود اعتراف دارد بر اینکه نسبتش به دودمان دنبلی میرسد و ما بر اساس شواهد تاریخی خوب میدانیم که خوی و دنبلی از هم جدا شدنی نیستند. اقامت چندین ساله حیران در برخی از شهرها دلیل بر این نمیشود که او را اهل آن شهرها بنامیم. چنانکه خود مؤلفین آذربایجان غربی هم عبدالرزاق دنبلی (مفتون خوئی) و بهاءالدین دنبلی و عده‌ای دیگر از بزرگان این خاندان را تنها به صرف اینکه از خاندان دنبلی هستند، جزو بزرگان آذربایجان غربی یاد کرده‌اند؛ با اینکه میدانند اقامتگاه دانشمندان یاد شده آذربایجان غربی نیست، تنها چون دنبلی هستند و دنبلی‌ها با خوی پیوند ناگسستنی دارند و خوی نیز جزء آذربایجان غربی است، بدین سبب آنها را در ردیف رجال آذربایجان غربی آورده‌اند. به هر صورت حیران چون دنبلی است به خوی اختصاص دارد اگرچه زادگاه و محل نشو و نمایش در نبوده باشد.
جنّت نقی‌یئوا، در پیشگفتاری که بر برگزیده اشعار حیران نوشته و در باکو به چاپ رسانده، محل تولد او را نخجوان و تاریخ تولدش را هم سالهای ۹۰ سده هیجدهم میلادی دانسته است . حاج غلامحسین از خویشان حیران که از فوت شاعر در هشتاد سالگی برای محمدعلی تربیت خبر داده از اوتوبیوگرافیکهای موجود در اشعار او از حیات وی در سالهای چهل قرن نوزده خبر میدهد.محمد علیخان تربیت در صفحه ۱۲۶ کتاب دانشمندان آذربایجان مینوسید: «از خویشان او شنیدم که در موقع وفات هشتاد سال داشته است».

از اشعار حیران چنین استنباط میشود که در جوانی از وطن و یکی از عزیزانش دور افتاده بود. چنانچه در غزلی چنین گوید:

چاره یوخ دردیمه او لعل توتاندن غیری                        کیمسه توتماز الیمی زولف رسادن غیری
یوخدی بیر یار، ائده حالیمی دلداریمه عرض                           سر کویینده مگر باد صبادان غیری
نجیتمیز، ششدر حیرتده ایدی، چونکی بیزده                          گؤرمه‌دی یار روا، جور و جفا غیری
گرچه دلدار منه ائله‌دی چوخ ظولم و ستم                             من اونا ائله‌مرم مهر و وفادان غیری
ایسته‌ریک دلبریمین خدمتینه عرض قیلاق                تحفه میز یوخ، داخی بیر خیر و دوعادان غیری
اولمادی بونجا گرفتار غم و درد و الم                                        سرکویینده من بخت قرادن غیری
دوشمنین طعنه‌سی، هیجران اودی، غربی المی           یوخدی غمخوار بیزه، کیمسه خدادن غیری
گر قضا سالدی سنی یاردان آیری حیران                              داها تقدیره نه‌دیر چاره، رضادن غیری

نامزد حیران به سبب نامعلومی نخواست به این سوی ارس مهاجرت کند و حیران را برای همیشه به درد عشق و هجران خویش گرفتار ساخت.

حیران با آفرینشهای نمایندگان برجسته آذربایجان چون فضولی، نسیمی، قوسی، حسن‌اوغلو از نزدیک آشنا بوده و در استقبال از غزلهای آنان، غزلهایی سروده است: این غزل مشهور حسن اوغلو؛

آپاردی کؤنلومو بیر خوش قمر اوز جان فزا دلبر نه دلبر، دلبر شاهد، نه شاهد، شاهد سرور
را چنین باستقبالش رفته است:
میان جمله مهرویان تویی سر دفتر خوبان رخت چون کوی خور باشد بود زلف کجت چوگان
جمال تو بود گلشن، چه گلشن، گلشن خوبی چه خوبی، خوبی یوسف، چه یوسف، یوسف کنعان
دوچشمت هست دو ظالم، چه ظالم، ظالم کافر چه کافر، کافر رهزن، چه رهزن، رهزن ایمان
شهید مشهور آذربایجان «نسیمی» زنده پوست کنده شده اشعار زیادی با ردیف «میدور» دارد. مثال:
یارب اول اوزون چراغی شمع خاور دنمیدور؟ یارب اول سروین یاناغی ورد احمر دنمیدور؟
و حیران چنین باستقبال غزلهایی باردیف «میدور» میرود:
عشقون ای شوخ سنین بو دل پرغمده میدور؟ بیلمیرم منزیلینی، جانادامی یا تنده میدور؟
ایتیریب مرغ دلی تاپمیرام ای مایه ناز جستجو ائیله گؤر اول سنبل پرخمده میدور؟

در تاریخ شعر آذربایجان حیران را میتوان دومین زن شاعر حرفه‌ای تلقی کرد. حیران از شعرای «ربابی» است و سروده‌های ترکی و فارسی‌اش در ترجیح‌بند، مخمس، ملمع و مثنوی وجود دارند. استفاده زیاد شاعر از ترکیبهای زبان عربی و آیات قرآنی از آگاهی شاعر به زبان عمل و هنر کلاسیک حکایت میکند. و نیز از اشعار حیران برمیآید که با علومی چون طب، منطق، ریاضی، و فلسفه نیز آشنایی عمومی داشت.
درد فضولی پیر برای حیران درد آشنا و مأنوس بود، باد صبائی که در غزلهای فضولی نجات‌بخش اوست، در اشعار حیران به یک قاصدک وفادار تغییر میآبد.
یوخدور بیر یار ائده حالیمی دیلداریما عرض سرکویوندا مگر باد صبادان غیری
شاعر تنها به الهام گرفتن از فضولی بسنده نمیکند بلکه گاهی از سعدی نیز الهام میگیرد:

ای ساربان، رحمت ائل منه، بیر باخ کی جانانیم گلیر
قوی گئتمه‌سین او سرو بوی، صبر ائیله ایمانیم گلیر

حیران در شعر کلاسیک آذربایجان بسان یک استاد غزل شناخته میشود. البته مخمس‌ها، ترجیح‌بندها، رباعی‌ها و منظومه‌هایش حاکی از قدرت زبان و بیانش میباشد.

دیوانی در حدود ۴۵۰۰ بیت، مرکب از اشعار ترکی و فارسی از حیران باقی مانده است[۱]. در قدیمیترین نوشته‌ای که درباره دیوان حیران دنبلی وجود دارد، حجم سروده های او قریب به ۵۰۰۰ بیت قید شده است. بابامردوخ روحانی نیز ۵۰۰۰ بیت را نقل کرده است[۲].

تاکنون هیچ چاپ کاملی از دیوان حیران دنبلی صورت نگرفته است و هرچه که تاکنون چاپ گردیده، برگزیده‌ای از اشعار اوست. اشعار برگزیده حیران خانم با مقدمه و انتخاب خانم نقی‌یئوا، خط و ویراستاری از محمدعلی مجیری، باکی، ۱۹۸۸، در ۱۴۲ صفحه، نشر دانش چاپ شده است. در واقع خانم نقی‌یئوا کوشیده است تا از هریک از انواع شعر حیران نمونه‌هایی بدست بدهد.

و اینک یک نمونه از غزلهای حیران دنبلی خوئی:

عشقینده نزار، هم غمین من      غایتده لطیف و نازنین سن

سن جومله گؤزه‌للرین ایچینده      خورشید جمال، مه جبین سن

وصفینده قالیب زبانیم عاجز      تعریفده ماه بی‌قرین سن

انساندا اولورمی بئله اینجه      ای شوخ مگر کی حوری عین سن

سن تک هانی گوهر ای پری رو      لولو تر و درّ ثمین سن

نه حسن دئسن واریندی آمما      نه فایده خوئی آتشین سن

یارین سنی آتدی گئتدی ناکام      حیرانی فقیرسن، عمینن سن.

شما می توانید متن کامل این مطلب را از اینجا به صورت PDF دانلود نماید.

———————————————————————————————-

[۱]فهرست کتابخانه ملی تبریز، ج۲، ص۵۵۴-۵۵۶، شماره ۲۶۷۹، از مجموعه اهدائی مرحوم نخجوانی

[۲]بابامردوخ، ص۳۵۱

468 ad

۸ نظر

    • سپاس

  1. دنبلی ها کورد بودند ، پس خوی و اکراد هم از هم جدا نشدنی نیستند؟

    • لطفا بدون سند سنخرانی نفرمائید.

    • لطفا با سند حرف بزنید…

    • لوطفا با سند حرف بزنید…

      • Nice riposte. It’s sometimes hard to convey that for actions like planning to move an entire cinioizatilv, the timescale involved will be far beyond anything we have experienced to present. Yes, civilization and technology will be vastly different, but it’s all going down the drain if we don’t move before the sun goes dark.

      • ErikTomater tar tid, badetempen skal over 13+ (gjerne litt til da) Men jordbær fÃ¥r man, selv om de ikke er like gode som de som dyrkes i Skandinavia Hatten blir brukt, mye akkurat nÃ¥ Bare hyggelig.Nyt dagen

یک نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خوی کیدز سیز ایله بیرلیکده
خوی کیــــــــــدز همراه شما

Social Media Auto Publish Powered By : XYZScripts.com