منوی ناوبری برگه ها

پورتال تحلیلی اجتماعی، فرهنگی، ادبی و سرگرمی شهر خوی به دو زبان ترکی و فارسی مطالب خود را منتشر می کند.

اختصاصی خوی کیدز: معرفی انزاب خویی به قلم استاد فرزانه پرویز یکانی زارع

اختصاصی خوی کیدز: معرفی انزاب خویی به قلم استاد فرزانه پرویز یکانی زارع

اختصاصی خوی کیدز: معرفی انزاب خویی به قلم استاد فرزانه پرویز یکانی زارع

اختصاصی وبسایت خوی کیدز: همانگونه که اطلاع دارد چند صباحی است سایت خوی کیدز به معرفی مشاهیر آذربایجان اللخصوص مشاهیر و فرهیختگان شهر خوی که بقلم استاد فرزانه جناب پرویز یکانی زارع متخلص به ائلیار از کتاب مشاهیر آذربایجان می باشد و  که در کل برای اولین بار توسط وبسایت خوی کیدز منتشر می شوند، می پردازد. ضمن تشکر و قدرانی از استاد ائلیار اینبار نوبت به انزاب خوییرسیده است.

انزاب خویی
غلامرضا انزابی در شعر تخلص «انزاب» را برگزیده، در سال ۱۳۱۴ ه.ش در کوچه قارانلیق نزدیک دروازه ماکو در شهر خوی از مادر بزاده، مرحوم علامحسین پدر انزاب در اوایل سلطنت رضاشاه از محل «انزاب» بخش «چهرگان» به خوی مهاجرت کرده بود. او پس از استقرار در خوی با خانواده نجیبی فامیل شد و مقیم این شهر گشت. در مغازه‌ای که روبروی نظامیه واقع در خیابان ماکو داشت، به کسب و کار پرداخت. اما پس از شهریور ۱۳۲۰ش و تجاوز ارتش سرخ به خاک پاک وطن و استقرار متمادیشان در طول جنگهای خانمان برانداز بین‌الملل دوم، شهرستان خوی نیز بمانند اکثریت شهرهای کشور از تصرف وحشیانه آنها در امان نماند و نظامیه خوی که در آن زمان مرکز هنگ ژاندارمری خوی بود، به یکی از مراکز نظامی ارتش متجاوز و متجاسر مبدل گشت. روسها پس از استقرار در خوی مغازه‌های اطراف نظامیه را تخلیه کردند و نتیجتاً اکثر سرمایه مرحوم غلامحسین به باد فنا رفت. اما او که دارای شخصیتی بس غنی بود، دیگر فرزندانش را همواره به درس و تحصیل تشویق میکرد.
غلامرضا دوران تحصیلات ابتدائی را در دبستان هدایت (آن موقع در بن‌بستی در کوچه حاتم خان قرار داشت) سپری نمود و دوران دبیرستان را تا کلاس چهارم، در دبیرستان خسروی (حکیمه امروز) ادامه داد. اما در آن سال (۱۳۲۹ش.) به سبب فوت پدر ناگزیر از ترک تحصیل شد و در بازار خوی به کار مشغول شد. بدلایل پوچ و بیمورد از ثبت نامش در دانشسرای مقدماتی اورمیه خودداری ورزیدند. شاعر خود در مورد فوت پدر و پیامدهای تلخ و ناگوار آن چنین گوید: «…من و برادرانم و مادرم ضمن عادت به سختی‌های روزگار، به تحصیل ادامه دادیم ولی برای اداره گذران مجبور به ترک تحصیل از کلاس دهم (سیکل دوم متوسطه آنروز) شدم و کارم را در بازار آغاز نمودم…»
غلامرضا انزابی‌پور که از ده سالگی، از هنگام تحصیل در دبستان با شعر ترکی آشنا شده بود، شروع به سرودن شعر نمود. اولین قطعه شعر ایشان عنوان «تاجیرین اوّل گرک اولسون پولی» را دارا بود، که بیانگر پاره‌ای از خصوصیات برخی از مردم و کسبه آن دوره از محیط اجتماعی بود، با استقبال پرشور و در عین حال تنقیدی مواجه شد بگونه‌ای که در بُعدی برای انزاب ایجاد شهرت نمود و از بُعد دیگر او را مقهور بعضی‌ها نمود.
انزاب در تداوم مطالعات خود، با اولین نشریه «رنگارنگ»، سروده استاد کریمی مراغه‌ای آشنا شد و سبک و روش این شاعر شهیر آذربایجان علاقه‌مند گردید. سرانجام شاعران از یکسو تحت فشارهای زندگی و از سوی دیگر تحت فشارهای روحی وارده از طرف برخی بازاریان کوته‌نظر در سال ۱۳۳۵ ناگزیر از مهاجرت به تهران شد. او در کنار کار در تهران به تحصیل خود ادامه داد. این شاعر گرانقدر به پشتوانه دنیائی از ارزشهای راستین و انسانی و ملی خود علیرغم نزدیک به شصت سال اقامت در تهران، هرگز به زبان ترکی مادری خود پشت نکرد و آفریننده آثار بسیار زیبا و پراحساس به زبان ترکی آذربایجانی بوده است. عمر با عزتش طولانی و راه شریفش مستدام باد.
غلامرضا انزابی‌پور از سال ۱۳۳۷ش. مکاتبات منظوم و منثور با استاد کریمی را آغاز و در سال ۱۳۴۰ش. این رابطه به دوستی، مجالست و مؤانست انجامید. خود در این باره چنین میفرماید: «اگر حق کلام را گفته باشم، تداوم کار من در شعر و یگانه مرشد و مربی‌ام در زمینه شاعری مرهون مراودت و دوستی و ارشاد و هدایت استاد کریمی و یا بهتر بگویم، معلم من آن بزرگوار بوده است، که علاوه بر راهنمائی و سمت استادی، بهترین مشوقم بوده و با شکست نفسی و بزرگواری با ارسال آثار ادبی بی‌نظیر خود و پاسخ به نامه‌های منظوم من باعث برانگیختن احساس شاعرانه‌ام میشد؛ در واقع الهام بخش احساسات اینجانب میگردید».
بیشتر سروده‌های انزاب خوئی به زبان شیرین و همیشه جاویدان ترکی آذربایجانی است. تاکنون سه مجلد دفتر دست نویس از سروده‌های ایشان تدوین شده اما متأسفانه به زیور چاپ آراسته نشده است، مگر قطعاتی که در نشریات و مجلات کشوری و منطقه و شهری منتشر میشود. و نیز مجموعه محشرنامه، که بصورت انتقادی و فکاهی است که آنهم هنوز به چاپ نرسیده است. تنها مجموعه‌ای که از استاد انزاب به چاپ رسیده، مجموعه «حج‌نامه» میباشد که با مساعی و کوشش استاد کریمی مراغه‌ای چاپ و منتشر شده است و در واقع ارمغان و ره‌آورد سفر تشرّف شاعر عالیقدر به بیت الله‌الحرام در سال ۱۳۵۸ش. میباشد.
اشعار انزاب عموماً اجتماعی و فکاهی بوده و شاعر همواره میکوشد با بکارگیری کلمات اصیل شعر خود را وقار خاصی ببخشد. مابین انزاب خوئی و کریمی مراغه‌ای مکاتبات منظوم زیادی مبادله شده که به چاپ رسیده است.
نویسنده این اثر، شخصاً از ارادتمندان قلبی این شاعر بزرگوار بوده و ایشان را به حق شخصی محقق و آگاه، صاحب قلمی بصیر و خوش ذوق، صوفی پاکدل و پاک نیت، و در زندگی اجتماعیش فردی با دیدگاه مثبت و منطقی، مصلح و سازنده نیکنام و نیک‌بین، عاشق ارزشهای اصیل انسانی، انسانی معتقد راستین به زیبائی رفتار و کردار و پندار، پایبند به ارزشهای ملّی و دارای احساسات میهنی و وطن‌پرستانه میدانم و توصیه بزرگوارانه ایشان را در مورد خاصی از قول لسان‌الغیب حافظ را آنجا که میفرماید:

منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
منم که دیده نیالوده‌ام به بد دیدن
به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات
به خواست جام می و گفت: عیب پوشیدن،
تا آخر عمر آویزه گوشم خواهم کرد.
اینک نمونه‌هائی از اشعار این شاعر پراحساس را تقدیم حضورتان میکنم:

نئیلر منه
من جهانی یورموشام دؤر جهان نئیلر منه
چکمیشم دونیادن ال یاخشی یامان نئیلر منه
من کی یانمیش مهربان کؤنلوم محبت داغنه
جور و ناز دلبر نامهریبان نئیلر منه
من کی هر رنج و عذابه چوخ زمان قاتلاشمیشام
هرنه ایستر ائیله‌سین قهر زمان نئیلر منه
نه وار، نه دؤولته، نه شهر نه دل بسته‌یم
طعنه بیجای هر پیر و جوان نئیلر منه
اول قدر نامرد الیندن دل وار دیل یاره‌سی
چسب زخم و یا ضماد و پانسمان نئیلر منه
من تناور بیر چینارم چوخ حوادث گؤرمیشم
باد و باران، سیل و طوفان خزان نئیلر منه
روزگارین مئحنتیندن سینه‌م آتشگاه اولور
برق خرمن سوز شیمشک‌دن شاخان نئیلر منه
من کی دونیانین الیندن ایچمه‌میشدن کئفلی‌یم
ساقیا مینانی دولدور استکان نئیلر منه
وئرمیشم «انزاب» بیر بی مهر و مه رخساره، دل
بیلمیرم آخرده اول ابرو کمان نئیلر منه.
***
منی آیدان آیا یاد ائتمییه‌ن یار، یاد ائدر بیر گون
غمینده کؤنلومی ناشاد ائدن دلشاد ائدر بیر گون
محبت محبسینده آرزومی ساخلیان دلبر
بئزر جور و جفاسیندان منی آزاد ائدر بیرگون
جمالین گاه‌گاه آچماقدا، من حسرتله باخماغا
گمان وئرمیشدیم آخر، حسنونه معتاد ائدر بیر گون
الیمله تیشه‌نی اؤز ریشه‌مه، ووردوقدا بیلمیرم
بو شیرینکارلیغی مندن قاباق فرهاد ائدر بیرگون
کؤچوب کروان اؤرک دردین، قالان کول‌له پیچیلداشدی
و لیکن بیلمه‌دی نیل سیررینی بر باد ائدر بیرگون
غریب قالدیقدا غربت دردین آتدیردیم نیستانه
دریغا بیلمه‌دیم «نی» عالمه فریاد ائدر بیرگون
من اؤلسم جیسمیمی ویرانه‌ده دفن ائیلیون یاران
کی عشق اهلی او ویرانخانه‌نی آباد ائدر بیرگون
یارین برگشته مژگانی دؤنوک اقبالیمه بنزر
جفاسیندان اولار نادیم صفا ایجاد ائدر بیرگون
چیخیبسان گرچه خاطره‌لردن «انزاب» اولما روگردان
سنی ایللر بویو یاد ائتمییه‌نلر یاد ائدر بیرگون.

468 ad

یک نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خوی کیدز سیز ایله بیرلیکده
خوی کیــــــــــدز همراه شما

Social Media Auto Publish Powered By : XYZScripts.com